قبل از هر چیز باید بگم از منفی ها و اتهام به تفرقه و … شدیدا استقبال میکنم. عدم حضور مردم ایران در 25 خرداد 90 خود گواهی بر این بود که مخالفین حکومت در ایران دیگر هدفی که در خرداد 88 را داشتند، ندارند.

مشکلی که مردم ایران با گوشت و پوست خود احساس میکنند دیکتاتوری ولایت فقیه نیست، ! مشکل مردم ایران رای نیاوردن میرحسین موسوی در انتصابات نیست. مشکل اصلی مردم ایران حکومت دینی نیست ، بلکه مشکل اصلی مردم ایران مسائل اقتصادی است.

مشکلات اقتصادی است که عامل اصلی آن احمدی نژاد و دولت اوست و مردم ایران در درجه اول با این شخص مشکل دارند، با وعده و دروغ های این شخص مشکل دارند.

مردم ایران واردات بی رویه محصولات چینی و در پی آن تعطیلی تولیدات داخلی را از چشم خامنه ای نمی بینند و مستقیم مقصر احمدی نژاد را میدانند. تورم و بی کاری ، گرانی ، حذف یارانه ها ، رشد بهای مسکن و … همه از مشکلات اصلی مردم ایران است.

وقتی گفته میشود فلان روز تظاهرات است خیلی ها می پرسند به چه مناسبت؟ واقعا به چه مناسبت؟

به مناسبت اینکه سالگرد 25 خرداد 88 است! یا به مناسبت اینکه روز فلان است؟

حال سوال اینجاست که برای چه هدفی؟ – سرنگونی نظام – مرگ بر دیکتاتور گفتن – نشان بدیم که ما هستیم – تقویت روحیه – احیای تظاهرات های 88- …

اما دریغ از پرداختن به موضوع اصلی که گرسنگی و فقر است! طبق آمار رسمی خود دولت منت گذار 45% مردم ایران زیر خط فقر هستند. این بدین معنی نیست که 55% بقیه مرفه هستند بلکه با یک حساب ساده میتوانیم پی ببریم که حداقل 70% مردم ایران با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند و 40000 تومان یارانه دردی از آنها دوا نمی کند.

شما یک کارمند اداره دولتی را در نظر بگیرید با ماهی 350.000 تومان حقوق و یک خانواده 3 نفره! نفری 40 تومان هم یارانه میشه 120 هزار تومن و چیزی حدود 470 هزار تومان در ماه در آمد. فرض کنید این آدم مستاجر باشه و حداقل کرایه خانه هم 300 هزار تومان! در نظر میگیریم. به نظر شما با 170000 تومان در ماه میشه زندگی کرد؟

ماباید این دسته از مردم را به اعتراض فراخوانیم نه با سیاسی کردن اعتراضات باعث ترس این دسته شویم و کاری کنیم که بگه من به همین 170 تومن هم راضی هستم و حاضر به هزینه دادن برابر حکومت نباشه.

پس نتیجه گیری میکنیم وقتی روی یک حرکت اعتراضی اسم سبز میگذاریم آنها را محدود به عده ای خاص میکنیم که هدفی کاملا سیاسی داریم و همراهی اکثریت با ما نیست.

پس لازمه ی حمایت حداکثری و تظاهرات میلیونی تشکیل یک اپوزسیون اقتصادی است.