از صبح که از خواب بیدار شدم و همون تو رخت خواب با گوشی سایت بالاترین رو باز کردم و خبر کشته شدن هاله سحابی رو شنیدم تا الان که این مطلب رو نوشتم حالم اصلا خوب نیست و سردرد گرفته ام.

به این فکر میکنم که یک عده آدم چقدر باید انسانیت رو زیر پا گذاشته باشن تا برای دفاع از یک پیرمرد دیکتاتور خرفت دستشان را به خون یک زن بی گناه آن هم در یک مراسم تشییع جنازه ساده آلوده کنند. واقعا یک تشییع جنازه آن هم در جایی غیر از تهران چه خطری میتوانست برای جلادان داشته باشد؟ چند نفر درآن تشییع شرکت میکردند و نهایت چه کاری از دستشان بر می اومد؟

بسیجی کثیفی که بویی از نظافت و انسانیت نبرده به چه قیمتی میخواهد از ولایت فقیه اش دفاع کند؟ با چه وسیله ای میخواهد دفاع کند؟

کسی که به یک دین یا شریعتی ایمان دارد حداقل باید درک کنه که در اون دین هیچ کجاش چنین چیزی نوشته نشده که برای دفاع از یک مقام سیاسی دستتان را به خون بی گناه آلوده کنید.

شمایی که مزدوران قذافی را لعن میکنی که چرا با مردم لیبی چنان میکنند یک سری به خودت هم بزن و قبل از اینکه در نظرات این وبلاگ از سایت مزخرف صالحات لینک بذاری یک نگاهی به چهره ی هاله سحابی بکن.

به امید آزادی ایران